کد خبر : 2782
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۲ - ۱۷:۵۹
-

فرزاد نظری

حلقه مفقوده برنامه ریزی منطقه ای؛ اجرای «آمایش سرزمینی»

حلقه مفقوده برنامه ریزی منطقه ای؛ اجرای «آمایش سرزمینی»
برای دستیابی به شکوفایی، شناخت توانایی ها و منابع گوناگون در دسترس و مهم تر از همه حفظ این منابع در گرو داشتن برنامه هدفمند است.

از واقعیت های تولید و اقتصاد کشاورزی در کشور، نبود امکان سنجی ها و ارزیابی های مربوطه برای تولید محصولی خاص و یا استراتژیک بوده که نهایت موضوع به این واقعیت می رسیم که بخش زیادی از تولیداتی که در بخش های مصرف کننده منابع، مانند زراعی و باغی ایران حاصل می شود، به دلایلی چون مسائل نامتعادل بودن فرایند بازار مانند افزایش ناگهانی هزینه های جاری در حین تولید و یا کاهش ناگهانی قیمت فروش و یا نداشتن بازار خارج از مرز و یا به دلیل پایین بودن درجه مکانیزاسیون در مزارع، دور ریخته می شوند و هزینه های این تولیدات علاوه بر سنگینی روی تولید کننده، بر دوش منابع آب و خاک کشور سنگینی بیشتری خواهد داشت. شاید جالب باشد که بدانیم هجمه و تبلیغات فرامرزی مسئله امنیت غذایی بیشتر از آنچه یک واقعیت باشد، یک بازی رسانه ای است. برای درک این موضوع کافی است نگاهی به میزان دورریزها و اتلاف تولیدات کشاورزی و نیز نیاز غذایی خود داشته باشیم.بخشی از این اتلافها می تواند برابر نیازها باشد.اما موضوع ما در این مطلب، یک گام به بالاتر یعنی برنامه ریزی و نگاه آمایش سرزمینی داشتن به داشته های خود می باشد.

به کرات از عنوان مناطق مستعد با منابع آب و خاک فراوان برای ممسنی یاد می شود. وجود شرایط بحرانی آب و منابع زیرزمینی آن و نقش اقتصاد معیشتی منطقه در اثر استفاده بی رویه از منابع آب و خاک، بحث تغییر الگوی کشت در برنامه ها و رسانه ها مطرح شده و بخشنامه ها و پروتکل های زیادی به دستگاه های اجرایی سرازیر می شود. در امتداد همین مطلب دو موضوع را قابل طرح و بررسی می دانم.

اول موضوع که نمی توان از ممسنی و رستم به عنوان مالک منابع سرشار آب و خاک مناسب یاد کرد و جمله کلیشه ای «ممسنی و رستم همیشه دارای خاک حاصل خیز و آبهای فراوان است» را باید مورد بازبینی قرار دهیم. اراضی کشاورزی دشت های فهلیان، جنجان، زیردو و دشت رستم به خاطر از نفس افتادن رودخانه فهلیان و مستهلک بودن کانال های آبرسانی کشاورزی و نبود بند انحرافی، قادر به استفاده از آبهای جاری نبوده و به مرور کشت و زرع در این مناطق رو به نابودی رفته است. دشت های بردنگان، چم گل، مال محمود، عالیوند و آهنگری در عمل چیزی به نام آب جاری ندارند و عمده تکیه کشاورزی این مناطق از آب زیرزمینی است که سالانه سطح آن در حال پایین رفتن است که کمتر فرصتی به خطرات افت سطح آب زیرزمینی در این مناطق اشاره شده است و خطرات جانبی مانند فرونشست زمین در این مناطق نمایان خواهد شد. کشاورزی حومه شهر نورآباد نیز چنین وضعیتی را دارد و منهای مناطقی از جاوید و دشمن زیاری و بخش سه رستم که به آب جاری دسترسی دارند، بقیه نقاط ممسنی و رستم متکی به آب زیر زمینی و نزولات آسمانی است. وضعیت خاک شاید در ظاهر مناسب باشد اما واقعیت نشان می دهد که بدرفتاری بهره برداران بخش کشاورزی و به خصوص کشاورزان مهاجر با خاک جهت افزایش درآمد، باعث تخریب بافت خاک و برهم ریختن ترکیبات آلی، کانی و عناصر زنده آن مانند میکروارگانیسم های مفید، حشرات و کرم های موجود درخاک شده اند و این در معنی یعنی توان خاک را برای تولیدات کشاورزی پایین آورده اند و در آینده ای نه چندان دور، خاک ها برای تولید، کم رمق و کم توان خواهند شد. فرسایش سطحی خاک، به کارگیری بیش از حد سم های گوناگون آفت کش، حشره کش و کودهای شیمیایی از جمله تضعیف کنندگان خاک (به عنوان اساس زیستی) بوده اند. وضعیت منابع دیگر منطقه هم بهتر از این دو مورد نیست. منابع جنگلی ممسنی و رستم هم بواسطه خشکسالی ها و سودجویی ها، سالها است از مرحله خطر گذشته و وارد مرحله نابودی قرار گرفته است. اراضی ملی که گونه های گیاهی و جانوری را در دل خود جا داده است، سالها است به بهانه های غیرقابل توجیه کشاورزی و یا صنعتی واگذار شده و یا هم توسط بومیان منطقه به روش های گوناگون مانند تاسیس طرح های کشاورزی و دامپروری تغییر کاربری پیدا کرده اند. بقیه اراضی مورد استفاده کشاورزی سنتی غیرقابل توجیه درآمده اند. اینها بخشی از واقعیات است که کمتر مطرح می شوند.

مورد دوم در ابتدای این نوشته عنوان کردم واقعیت «تغییر الگوی کشت» بود که به دفعات از مجامع گوناگون رسمی شنیده می شود. در این فرایند دو مسئله را داریم: یکی توان تولیدی یک منطقه جهت تولید نوع محصول کشاورزی و دیگری محدودیت های اقلیمی برای تولید است. این که چه میزان نیاز داریم و چه منابعی داریم را باید این الگو* جواب دهد و یا این که چه چیزی را تولید کنیم و چقدر تولید کنیم و در چه زمانی و در کجا. این پاسخ های به ظاهر ساده را باید سالها قبل مورد سنجش قرار می دادیم تا به امروز بر سر آینده مبهم کشاورزی در منطقه قرار نمی گرفتیم.

در حال حاضر به خاطر نبود چنین طرح و برنامه ای در منطقه و اجرا نشدن چنین الگویی در کشاورزی، منابعی را که در اول مطلب مورد اشاره قرار دادم یا در حال نبودی یا در خطر نابودی هستند. به عبارتی به خاطر نبود برنامه الگوی مناسب کشت در منطقه، روند فلج شدن کشاورزی در ممسنی و رستم امری قابل پیش بینی است. اما آیا در چنین شرایطی راهی را می توان متصور بود ؟

راههای زیادی وجود دارد اما بیشتر صاحب نظران برنامه ریزی اقتصاد کشاورزی بر این باور هستند که با مطالعه منطقه از حیث زیست بوم که شامل همه عناصر آب ، خاک، رطوبت، ارتفاع از سطح دریا و دیگر پتانسیل هایی چون بررسی ابعاد فیزیکی و شیمیایی آب و خاک و… می توان به یک برنامه پیشنهادی مناسب برای آن منطقه دست پیدا کرد که مطابق آن برنامه ها، الگویی برای کشت پیشنهاد کرد که در این بین یکی از مواردی که کمتر مورد بررسی عملی قرار گرفته ولی در محافل و همایش ها از آن بسیار نام برده می شود، تهیه طرح « آمایش سرزمینی» است که همه مسائل را بصورت متوازن در نظر می گیرد. با این طرح توان اکولوژیکی منطقه ارزیابی می شود. مطابق تعریف، آمایش سرزمین عبارت است از توزیع هماهنگ و متناسب جغرافیایی همه امور اقتصادی، اجتماعی درخور منابع طبیعی و انسانی منطقه است که با این طرح می توان روابط بین انسان، زمین و نوع فعالیت ها را برای بهبود زندگی مردم منطقه تنظیم کرد. به واسطه این طرح، استفاده از منابع مورد بحث متناسب خواهد بود و محیط زیست و منابع طبیعی هم رو به زوال نخواهند رفت. اما شاید بیان این چنین برنامه برای امروز خیلی دیر شده است. سالهاست که آب جهت کشت های نامتناسب در ممسنی و رستم هدر رفته است و همچنین به موازات این مسئله خاک نیز مورد بدرفتاری قرار گرفته است. آن چیزی که در مبحث آمایش سرزمینی مدنظر است، بهره برداری مناسب از منابع و امکانات جهت بهبود وضع مادی و معیشتی در مناطق است که طبیعی است که نتایج داده های هر منطقه ای نسبت به دیگری متفاوت است.

در مواد ۱۸۱ تا ۱۸۴برنامه پنجم توسعه به موضوع آمایش سرزمینی پرداخته شده است اما به دستگاه متولی آن اشاره ای نشده است. در ضوابط ملی آمایش در بخش کشاورزی مواردی همچون: انجام فعالیت های کشاورزی بر اساس تعاملات آب و نوع فعالیت، تجدید نظر در الگوهای کشت برای کاهش دادن محصولات آب بر که بازدهی اقتصادی کمی دارند مانند صیفی جات و یا ممنوع کردن کشت در مکانهای نامناسب مانند شیب ها که منجر به فرسایش خاک می شوند، توجه شده است. توجه به گسترش گلخانه ها هم در این برنامه ها وجود دارد. به طور کلی این گونه برنامه ها بر حفظ و نگهداری منابع آب و خاک و محیط زیست تاکید دارد و هر چند اجرای آن از طرف دستگاههای دولتی به خاطر طولانی بودن پروسه کاری مربوطه، دچار اختلال هایی خواهد بود اما در شرایط کنونی که با معضلات مورد اشاره روبرو هستیم ، چاره ای جز حرکت به سمت کار اصولی وجود ندارد در غیر این صورت باید منتظر از بین رفتن اقتصاد کشاورزی و تولیدات آن باشیم.

*الگوی کشت عبارتست از : تعیین یک نظام کشاورزی با مزیت اقتصادی پایدار مبتنی بر سیاست‌های کلان کشور، دانش بومی کشاورزان و بهره‌گیری بهینه از پتانسیل‌های منطقه‌ای با رعایت اصول اکوفیزیولوژیک تولید محصولات کشاورزی در راستای حفظ محیط زیست

* آمایش سرزمین اهدافی از جمله ایجاد برنامه صحیح و اصولی برای استفاده از سرزمین و منابع طبیعی را دنبال میکند به طوری که استفاده و بهره برداری در طول زمان باعث تخریب محیط زیست و منابع طبیعی نشود. به طور کلی آمایش سرزمین در ایران ۳ مرحله دارد: مرحله اول: تهیه طرح پایه آمایش سرزمین. مرحله دوم: تهیه طرح آمایش مناطق. مرحله سوم: تهیه برنامه های توسعه مناطق است که سخت ترین مرحله مربوط به مرحله دوم است که تعیین کننده توان منطقه است.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.