کد خبر : 2806
تاریخ انتشار : جمعه ۲۲ دی ۱۴۰۲ - ۲۳:۲۱
-

به قلم فرزاد نظری

لزوم پاسداشت واژگان علوم انسانی

لزوم پاسداشت واژگان علوم انسانی
توسعه با تکیه بر دانش ،نخبه ها و مشارکت عمومی نیروهای انسانی صورت می گیرد و مفهوم شهروندی نیز در این شرایط محقق خواهد شد.

هر آن چیزی برای هدف ساخت ، تولید و تغییر در قلمرو سیاست، اقتصاد ، مهندسی و خدمات عمومی طرح ریزی و به تکامل می رسد، از مسیر و طریق علوم انسانی طرح و پرداخت شده است. برنامه ریزی، مطالعات و امکان سنجی هایی در ابعاد گوناگون، جوانب حقوقی ،اقتصادی،اجتماعی، ارتباطات و تبلیغات از مجرای علوم انسانی قدرت بازتاب و تاثیرگذاری خواهند داشت و نادیده گرفتن اقبال و قدرت این دانش، نتیجه گیری و رسیدن به هدف را ناکام خواهد کرد. از نیکو تمثیل و ستایش های سیر تحولات تاریخی علوم انسانی ، وصف دلربایی نظریه پردازان این علوم نسبت به علوم طبیعی بوده که به خصوص در چند قرن اخیر با تلاش خود سعی در تثبیت و تحکیم جایگاه این علم در سپهر دانش بشر و زندگی انسانها داشته اند. از تلاش های فرانسیس بیکن، جان لاک، جرج بارکلی و دیوید هیوم گرفته تا بسترسازی های فلاسفه ای چون رنه دکارت، اسپینوزا و کانت که اوج دلبری این دانشمندان در به ثمر نشستن این سلسله فعالیت ها، با طلوع ماکس وبر و هربرت مارکوزه و یورگن هابرماس رقم خورد. در این مسیر پر پیچ و خم، مفاهیم، واژگان و اصطلاحاتی بر تارک صفحه های کتاب و تخته سیاه کرسی های آکادمی های علوم انسانی نقش بست که مبنای بسیاری از تغییر و تحولات در زندگی انسانها شد که هر جامعه ای بسته به درجه به کارگیری و نفوذ این علوم متحول شد و این حقیقتی ملموس در جهان پیرامون ما است.

از زمان پیشرفت و گسترش وسایل ارتباطی و نهادینه شدن شبکه های اجتماعی به عنوان ابزار و روش انتقال تحلیل ها و اخبار در بین مردم ، سرعت و حجم نشر اطلاعات و داده ها به حد غیرقابل باوری افزایش یافت که شوربختانه ورود مطالب و نوشته های پردازش نشده ای، ذهن و خاطر مخاطب و خواننده را اسیر می کند. اسیر از این بابت که خواننده متون درگیر یک سری مطالب شده که با واقعیات پیرامون و مفاهیم علوم انسانی تطابق ندارد و جا دارد به عنوان نمونه در این فرصت به خدشه وارد شدن به برخی از اصطلاحات و واژگان پر مصرف اشاره و قضاوت را نیز به خواننده این متن می سپارم:

توسعه

انعکاس اخبار یا حتی جملات شعار محوری پیرامون چیستی و ماهیت «توسعه» و عبارات مشابه مانند توسعه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، ذهن به جای درگیر شدن در اصالت مفهوم «توسعه»، با مفاهیم چندپهلو، نامرتبط و تغییر ماهیت داده شده  قرار می گیرد. واقعیت نگاری در این خصوص مانع از تاراج مفهوم توسعه خواهد بود و انجام هر گونه نوشتار یا گفتاری به دور از معنی این واژه، مخاطب را دچار اشتباه در محاسبه و تجسم خواهد کرد. در واقع با طی کردن فرایندها ، روش ها و برنامه ها، توسعه را هدف قرار داده و تطابق و پایش ها برای نیل به آن انجام می شود. در فرهنگ اصطلاحات در باب توسعه این چنین آمده است: « توسعه با مفهوم بهبود، رشد و گسترش همه شرایط و جنبه های مادی و معنوی زندگی اجتماعی، افزایش ظرفیت نظام اجتماعی برای برآورده شدن احتیاجات جامعه و نیز «افزایش کیفیت زندگی افراد» و «ارتقاء سطح زندگی افراد با رشد اقتصادی و افزایش عزت نفس». با تجسم شرایط یک جامعه در هر قاره ای و تطبیق آن با این تعاریف به درجه و یا جایگاه آن جامعه در مسیر توسعه می توان اظهار نظر کرد. مثلا مسیر رسیدن به توسعه با بنیادی بودن حفاظت از محیط زیست  و حفظ منابع خواهد بود و نابودی جنگل ها (به بهانه های راه سازی) و آبهای جاری (با سد سازی های بی رویه و نقض قوانین حاکمیتی آب) اولین نشانه های انحراف از مسیر توسعه است. توسعه چارچوب و تعریف دارد و هر حرکتی که به سمت این چارچوب نباشد، قابل تشخیص است.

شهروند

به واسطه القاء مفهوم شهروندی از بسیاری جوانب به سکونت در یک شهر، کمتر به مفهوم واقعی و حقوقی آن توجه شده است. از نظر عالمان جامعه شناسی و حقوق، شهروندی در کنار یک جمع شهرنشین ساکن بودن نیست و از گستره جامعه مدنی و قانونمند تاکید دارد. به عبارتی: «تحقق مفهوم شـهروندی در زمانی است که همه افراد یک جامعه از کلیه حقوق مدنی و سیاسی برخوردار و شرایط زندگی از حیث اقتصادی و اجتماعی عادلانه ای برقرار باشند». در تعاریفی دیگر نیز شهروندی را «بر مدار سه نوع حق تعریف کرده اند که حقوق مدنی، سیاسی و اجتمـاعی را در بر می گیرد که حـوزه مـدنی حقـوق شهروندی  با عناوین حفظ آزادی های فردی مانند آزادی بیان، اندیشه، حق مالکیـت شخـصی و حق استفاده از عدالت و حق سیاسی با مشارکت در اعمال قدرت سیاسی تعریف شده که شهروند از آن برخوردار است و نهایتا حقوق اجتماعی با تاسیس نهادهای دولتی مانند نظام آموزش همگانی، خـدمات بهداشتی و اجتماعی رشد و گسترش می یابد.» تطابق مفهوم واژه شهروند از دیدگاه حقوقی با منظور کلامی عوام و نیز رسانه ها کاملا ناهمسان است.

رشد اقتصادی، توسعه اقتصادی

نشر داده های پردازش نشده شعارآلود از طریق رسانه ها و تریبونهای گوناگون سیاسی پیرامون مفهوم عبارت رشد اقتصادی  و درهم آمیختن آن با تعابیر توسعه اقتصادی در یک مفهوم و تیتر، شرایط را برای تشخیص مخاطب سخت می کند . گاهی رخدادهایی چون کاهش نرخ تورم یا افزایش نقدینگی به موازات آنها تعریف می شوند. اقتصادانان رشد اقتصادی را به معنای «افزایش میزان تولیدات یک اقتصاد (تولیدات ناخالص داخلی) نسبت به سال گذشته می دانند اما توسعه اقتصادی را یک مفهوم کامل تر و با حوزه‌های مختلف اقتصاد معرفی کرده اند که رشد در تمام لایه های یک اقتصاد با رشد اقتصادی پایدار تعریف شده است. به عبارتی چنین مفاهیمی از طرح و ارائه به صورت کمی و کیفی خارج است و برای درک بهتر مخاطب از واقعه اقتصاد کشور خود، نباید در شکلی خارج از مفهوم خود بیان شود. بدون تردید و در عصر دسترسی آسان به اطلاعات برای هم قضاوت پیرامون هر نوع اخبار و یا تحلیلی در مورد شاخص های اقتصادی می توان به اعداد مربوط به شاخص تراز تجاری، تورم، نرخ بیکاری، شاخص نرخ بهره، شاخص نرخ ارز، شاخص تولید ناخالص ملی، شاخص تولید ناخالص داخلی، شاخص بازار سهام و رشد اقتصادی (تابعی از تغییرات تولید ناخالص داخلی) رجوع کرد.

نخبه

تعریف نخبه در بین علمای علوم انسانی و طبق سیر تاریخی این دانش با تحولات و تغییرات زیادی همراه بوده و قرنها روی چنین مفهوم اساسی کار شده است. اساسی از این منظر که تعیین کننده بسیاری از تصمیمات تاریخی و سیاسی بوده و حتی مکتبی به نام مکتب نخبگان به جایگاه و منزلت حکومتی رسید. در برهه ای از تاریخ نیز مفهوم آن در جوامع سنتی به اشراف ختم می شد و یا در جوامع توسعه یافته از میان تواناترین و صاحبان اندیشه برگزیده می شدند. در سالهای اخیر تعاریف جدیدتری از مفهوم نخبه انجام گرفته است و جوانب سیاسی و ایدئولوژیکی گزینش نخبه را برای افزایش کارکرد افراد کمرنگ تر کرده اند و طبیعی است درجه توسعه کشورها با مفهوم نخبه در آن کشورها متفاوت باشد. نخبه را با توانمند بودن به لحاظ سازماندهی کردن و صاحب ایده و فکر بودن می توان تصور کرد. محمود سریع القلم در تعریف نخبه ضمن تقسیم نخبه ها به نخبگان فکری و ابزاری می گوید: «نخبگان فکری و نخبگان ابزاری، نخبگان ابزاری صاحب قدرت سیاسی و اقتصادی هستند و نخبگان فکری افرادی هستند که اندیشه، فکر، روشهای بهینه، تئوری، آینده نگری و دوراندیشی تولید می کنند. اینان روشهای عقلایی تحقق اهداف را مشخص می کنند. البته نخبه ابزاری می تواند در عرصه سیاست و یا نظام اقتصادی، از توانایی های فکری نیز برخوردار باشد.»

سند چشم انداز

به وفور در رسانه های مختلف سمعی و بصری و نیز از تریبونهای گوناگون مانند مجلس و دولت از این عبارت به عنوان یک فرایند و یا نماد هدفمندی امور استفاده می شود اما اعلام نشده چه شاخص هایی برای اهداف آن پیش بینی شده است. سطح و درجه توان و قدرت اقتصادی مردم و شکوفایی صنعت و موضوعات مربوط به جامعه و بنیانهای توسعه سیاسی قطعا باید تعریفی قاطع در چنین سندی مورد تاکید قرار بگیرد و جایگاه ملی آن تبیین شود. هر گونه ادعایی در این خصوص چه در سطح ملی و یا کوچکتر، نیازمند داشتن بانک اطلاعاتی شفاف و مطمئن با تعریف اهداف مبتنی بر واقعیات جامعه هدف می باشد.

چند اصطلاح، واژه و ترکیب را جهت یادآوری مطرح کردیم و این هدف را دنبال کردیم که هر واژه و کلمه ای که از ورای قرنها تلاش به تکامل رسیده است، نیازمند پاسداشت و جدی گرفتن بوده و ساده انگاری در انتقال معنی آنها، علاوه بر استفاده ابزاری از این مفاهیم، ذهن های جامعه را با معانی اشتباه عادت داده و واقعیات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و فرهنگی به حاشیه برده می شوند. مطابق سطرهای اشاره شده، توسعه با میدان داری دانش و با استفاده موثر از نخبه ها و مشارکت عمومی نیروی انسانی صورت می گیرد و مفهوم شهروندی نیز در این شرایط محقق خواهد شد.

 

 

 

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.