کد خبر : 4428
تاریخ انتشار : جمعه ۱۷ مهر ۱۴۰۵ - ۱۴:۰۳
-
دکتر محمد علمداری رئیس دادگستری شهرستان ممسنی در یادداشت هفتگی خود در خصوص معضل طلاق در جامعه به شرح ذیل نوشت:
مریم ستوده
تحلیل آسیبشناختی عوامل طلاق در جامعه ممسنی و راهکارهای پیشگیرانه.

نوع بشر به دنبال ثبات و سکون در محدوده حفاظت شده ای به نام خانواده است همین نیاز هست که پسر و دختر را به سوی زندگی مشترک سوق می دهد اما گاهی منطقه امن و حفاظت شده خانه میتواند به ناامن ترین جغرافیای جهان تبدیل گردد. با این حال ازدواج همچنان مطلوبترین پیوندی است
نوع بشر به دنبال ثبات و سکون در محدوده حفاظت شده ای به نام خانواده است همین نیاز هست که پسر و دختر را به سوی زندگی مشترک سوق می دهد اما گاهی منطقه امن و حفاظت شده خانه میتواند به ناامن ترین جغرافیای جهان تبدیل گردد. با این حال ازدواج همچنان مطلوبترین پیوندی است که آدم ها را صرف نظر از ملیت و نژاد و فرهنگ به سوی خود می کشاند.
افزایش نرخ طلاق در مناطق نیمهشهری و روستایی، از جمله شهرستان ممسنی، نشاندهنده تغییر در ساختار ارزشهای سنتی و برخورد با چالشهای مدرن است.
شهرستان ممسنی با ویژگیهای جغرافیایی و بافت اجتماعی خاص خود، ترکیبی از جمعیتهای عشایری، روستایی و شهری را در خود جای داده است. در این میان، نهاد خانواده که ستون اصلی این جامعه است، تحت تأثیر تغییرات اقتصادی و گذار از سبک زندگی سنتی به مدرن، با چالشهای جدی روبرو شده که نمود بارز آن، افزایش پروندههای طلاق در دادگستری است.
از عوامل اصلی طلاق ،
۱-عوامل اقتصادی و فشار معیشتی
با توجه به ماهیت فعالیتهای اقتصادی در منطقه (کشاورزی، دامداری و خدمات)، نوسانات اقتصادی و کاهش قدرت خرید، استرسهای مالی را به شدت افزایش داده است. فشار اقتصادی معمولاً اولین جرقه برای تنشهای لفظی و سپس اختلافات عمیق خانوادگی است.
درآمد کم شوهر بهخودیخود یک “علت مستقیم” طلاق نیست، بلکه یک «عامل استرسزای ساختاری» است که زنجیرهای از مشکلات دیگر را فعال میکند.
در بسیاری از فرهنگها (از جمله بافت سنتی ایران)، نقش مرد به عنوان “تأمینکننده اصلی” تعریف شده است. وقتی درآمد کم است: مرد احساس بیکفایتی میکند. این احساسِ ناخودآگاه، ممکن است به شکل خشم، زودرنجی یا گوشهگیری بروز کند تا قدرت از دست رفتهاش را جبران کند.
اگر زن درآمد بیشتری داشته باشد یا نیازهای خانواده فراتر از توان مرد باشد، توازن قدرت در خانه به هم میخورد و این موضوع میتواند منجر به درگیریهای قدرت شود.
درآمد کم، سطح استانداردهای زندگی را پایین میآورد. این موضوع باعث میشود که:
تلاش برای تأمین نیازهای اولیه تبدیل به استرس میشود: خرید مایع ظرفشویی، هزینه درمان یا حتی خرید لباس، به جای اینکه یک امر عادی باشد، به یک “موضوع حساس و بحثبرانگیز” تبدیل میشود.
وقتی تمام فکر و ذکر زوجین درگیر “چگونه زنده ماندن” یا “چگونه هزینهها را مدیریت کردن” باشد، فضای عاطفی، شوخی، و لذت بردن از زندگی از بین میرود و رابطه به یک «شرکت تجاری برای بقا» تبدیل میشود.
صبر و تحمل کاهش می یابد: کوچکترین اشتباه همسر، به دلیل سطح بالای استرس مالی، با واکنشهای تند پاسخ داده میشود.
کاهش عاطفه: استرس مالی یکی از بزرگترین قاتلان میل و عاطفه است. کاهش رابطه، یکی از اصلیترین عوامل سردی عاطفی و در نهایت طلاق است.
اما بسیاری از زوجین موفق، با درآمد کم زندگی کردهاند، ولی آنها به جای اینکه “در برابر فقر” با هم بجنگند، “در کنار هم” با فقر مبارزه کردهاند. مشکل زمانی شروع میشود که همسر، “مقصرِ” وضعیت مالی یا “عاملِ” استرسِ ناشی از آن شناخته شود.
۲ـ شیوه گفتگو
گفتگو در زندگی مشترک، نه تنها ابزاری برای انتقال اطلاعات، بلکه تنها راه برای انتقال احساسات و نیازها است. بسیاری از زوجین دچار مشکل هستند چون فکر میکنند “حرف زدن” یعنی “تخلیه خشم”، در حالی که گفتگو باید “ایجاد پل” باشد.
گفتار ها و عملکرد ما شاید گذرا باشد اما آثاری ماندگار از خوبی و بدی به جای خواهد گذاشت.
۳– مداخلات خانوادهها
در جوامعی مانند ممسنی که پیوند با اقوام و ایل بسیار قوی است، “مداخلات خانوادهها” یکی از اصلیترین عوامل طلاق است. عدم رعایت حریم خصوصی زوجین و دخالت مستقیم یا غیرمستقیم والدین در تصمیمگیریهای کوچک و بزرگ زندگی مشترک، منجر به از بین رفتن اعتماد و استقلال عاطفی زوجین میشود.
گاهی خانواده ها در دعوای زوجین، بلافاصله یک طرف را “راست” و طرف دیگر را “غلط” میبیند (در حالی که در زندگی زناشویی، حقایق معمولاً خاکستری هستند).
تعیین مرز بین «حمایت» و «مداخله» یکی از دشوارترین و در عین حال حیاتیترین مسائل در ساختار خانوادههای ایرانی (بهویژه در جوامعی مثل ممسنی که پیوندهای خویشاوندی بسیار قوی است) میباشد.
اگر این مرز رعایت نشود، حمایت تبدیل به «کنترل» و مداخله، تبدیل به «تخریب رابطه زوجین» میشود
۴ـ تغییر نقشهای جنسیتی و تضاد ارزشها
بسیاری از زوجین در مرحله گذار هستند؛ از یک سو انتظارات سنتی (زن در خانه، مرد تصمیمگیرنده مطلق) و از سوی دیگر انتظارات مدرن (اشتراک در مسئولیتها و تحصیلات). این عدم هماهنگی در “قراردادهای ناگفته” زندگی، باعث ایجاد حس بیعدالتی در یکی از طرفین میشود.
۵ـ مشکلات ارتباطی و سواد عاطفی پایین
بسیاری از اختلافات در منطقه نه از سر دشمنی، بلکه از سر “ناتوانی در بیان نیازها” است. عدم توانایی در مدیریت خشم و گفتگوهای سازنده، باعث میشود مسائل کوچک به بحرانهای بزرگ تبدیل شوند.
۶ـ تقابل «تصویر ایدهآل» با «واقعیت انسانی»
بسیاری از افراد با یک “نقشه ذهنی” از همسر خود وارد رابطه میشوند. آنها همسری را میخواهند که همزمان:بسیار مقتدر و موفق در شغل باشد (آرمان اقتصادی).بسیار مهربان، صبور و در دسترس باشد (آرمان عاطفی).همواره طبق استانداردهای اخلاقی و رفتاری آنها عمل کند (آرمان رفتاری).
مشکل اینجاست: انسانها ذاتاً نقص دارند، خسته میشوند، اشتباه میکنند و تغییر میکنند. وقتی واقعیتِ انسانِ مقابل با آن “ایدهآلِ ساخته شده در ذهن” فاصله پیدا میکند، فرد دچار ناامیدی مزمن میشود. او فکر میکند: «همسر من آن کسی نیست که باید باشد»، و این یعنی او با “شخصیت واقعی” همسرش زندگی نمیکند، بلکه با “خشم از نبودِ یک تصویر خیالی” میجنگد
۷ـ مقایسه با تصاویر مدیا و فضای مجازی»
در عصر حاضر، آرمانگرایی به شدت تحت تأثیر شبکههای اجتماعی تحریک میشود. زوجین مدام با تصاویر فیلتر شده از زندگیهای بینقص دیگران مقایسه میشوند:
آرمانِ خوشبختیِ نمایشی: «چرا همسر من مثل اینها در پستهای اینستاگرام رمانتیک نیست؟»
آرمانِ رفاهِ کاذب: «چرا زندگی ما به آن شکوه و تجمل که در تبلیغات میبینیم نمیرسد؟»
این مقایسه باعث میشود “رضایت از داشتهها” جای خود را به “تلاطم در جستجوی کمال” بدهد.
در پرونده ای ،وقتی علت اختلاف را از شوهر پرسیدم در پاسخ گفت «همسرم مدام در فضای مجازی خاصه برنامه اینستاگرام هست و خودش را از دیگران عقب افتاده می بیند »
۸ـ زیادهخواهی آرمانگرایانه، یعنی عاشق بودنِ یک “ایده” به جای یک “انسان”. طلاق در این حالت، نتیجهی برخوردِ تلخِ “واقعیت” با “خیال” است.
۹ـ خانه به مثابه «منطقه امن برای تخلیه هیجان»
این یک پارادوکس تلخ است همسر در بیرون “خوب” و در خانه “بد” است : فرد چون میداند همسرش دوستش دارد و احتمال جدا شدن یا رها کردن او کم است، خانه را «منطقه امن» خود میبیند. او میداند در بیرون اگر بیادبی کند، مجازات اجتماعی میبیند، اما در خانه میتواند بدون ترس از عواقب جدی، خشم، بیادبی و بیتفاوتی خود را بروز دهد. در واقع، همسر، قربانیِ “امنیتِ رابطه” میشود.
بسیاری از افراد وسواس شدیدی بر روی «تصویر عمومی» خود دارند. آنها میخواهند در چشم جامعه، فردی محترم، مهربان و موفق به نظر برسند تا اعتبار اجتماعی کسب کنند. در این حالت، “خوبی” در بیرون، یک نقاب است. چون انرژی روانی و حوصلهی آنها در بیرون صرفِ حفظ این پردهی پوششی میشود، وقتی به خانه میرسند، “سهمیه ادب و صبوری” آنها تمام شده و تمام خستگی و بیتحملیها را روی همسر تخلیه میکنند.
۱۰ـ فشارهای مهارشده
فرد ممکن است در محیط کار یا اجتماع، فشارهای زیادی را تحمل کند و برای حفظ ظاهر، آنها را سرکوب کند. این فشارها مثل یک کتری است که بخار آن را نمیتوان بیرون داد؛ در نهایت، این فشارها در محیطی که فرد احساس راحتی میکند (خانه)، به صورت انفجارهای کلامی یا رفتارهای تند خارج میشود.
۱۱ـ جابجایی استانداردهای اخلاقی
برخی افراد دچار نوعی «حقبهجانب بودن» میشوند. آنها معتقدند: «من تمام روز برای خانواده کار میکنم، پس حق دارم در خانه با همسرم تند برخورد کنم یا بیاحترامی کنم؛ اینها جزئیات کوچک هستند.» آنها برای دیگران احترام میگذارند چون “نیاز” دارند (برای حفظ وجهه)، اما برای همسر احترام قائل نیستند چون فکر میکنند همسر “باید” همه چیز را تحمل کند.
توصیههای کاربردی به خانوادهها:
۱. تعیین مرزهای حمایتی (برای مدیریت دخالتها)
زوجین باید یاد بگیرند که “محرمانگی” را با “بیاحترامی به خانواده” اشتباه نگیرند. برای حفظ سلامت رابطه، مسائل داخلی باید در حصار خود زوجین باقی بماند.
به خانوادهها: حمایت از فرزندان باید به گونهای باشد که حریم خصوصی آنها حفظ شود. مداخله زیاد، خود باعث دور شدن فرزند از خانواده میشود.
۲ـ مدیریت انتظارات
پیش از شروع زندگی یا در دورههای بحرانی، با همسر خود درباره موضوعات حساس (مالی، فرزندآوری، کار، و روابط با اقوام) به صورت شفاف گفتگو کنید. نگذارید “فرضهای ذهنی” جایگزین “واقعیتهای گفتگویی” شوند.
۳. تقویت سواد عاطفی و مدیریت بحران
در زمان اختلاف، هدف را “پیروزی در بحث” قرار ندهید، بلکه هدف را “حل مسئله” بگذارید. یاد بگیرید که چگونه خشم خود را مدیریت کنید تا کلامی نگوئید که در لحظات صلح، پشیمانی سنگینی به همراه داشته باشد.
۴ـ مدیریت مالی مشترک
با توجه به شرایط اقتصادی، داشتن یک برنامه مالی شفاف و توافق بر سر اولویتهای هزینهکرد، میتواند از بروز یکی از اصلیترین چالشهای زندگی مشترک جلوگیری کند.
۵ـ گفتار صحیح
گوش دادن فعال (شنیدن برای فهمیدن، نه برای پاسخ دادن)
بسیاری از زوجین وقتی همسرشان حرف میزند، در ذهن خود در حال چیدن جملات برای “جواب دادن” یا “پاسخ متقابل” هستند. این یعنی شما اصلاً گوش نمیدهید.
روش صحیح اینکه وقتی همسرتان صحبت میکند، وظیفه شما این هست که فقط گوش دهید
بزرگترین اشتباه در گفتگو، شروع کردن جملات با کلمه «تو» است. کلمه «تو» معمولاً حالت اتهامی دارد و طرف مقابل را در حالت دفاعی قرار میدهد.
عبارت رایج و اشتباه مورد استفاده زوجین : «تو همیشه فقط به فکر خودت هستی و به من توجه نمیکنی!» (نتیجه: طرف مقابل گارد میگیرد و شروع به دفاع یا حمله متقابل میکند).
هنگام اختلاف ، بدون قضاوت و برچسب زنی صرفا مشاهدات و واقعیت گفته شود.
ممکنه همسر از نیاز شما مطلع نباشه، نیاز و احساس خود را به صورت شفاف و واضح بیان کنید.
در زمان و مکان مناسب گفتگو کنید هرگز درباره مسائل حساس، مالی یا عاطفی در شرایط زیر گفتگو نکنید:
وقتی یکی از طرفین خسته، گرسنه یا خوابآلود است.در میان دعوا و اوج خشم.در حضور کودکان یا دیگران، گفتگو نکنید.
در گفتگو، همیشه به یاد داشته باشید که شما و همسرتان در مقابلِ “مشکل” قرار دارید، نه اینکه شما در مقابلِ “همسرتان” قرار بگیرید. هدف، شکست دادن مشکل است، نه شکست دادنِ شریک زندگی.
۶ـ حمایت خانواده ها به جای دخالت
هدف از حمایت، توانمندسازی زوجین است. یعنی خانواده در زمانی که زوجین در بحران هستند (بیماری، مشکلات مالی شدید، یا تصمیمات دشوار) در کنار آنها میایستند تا به آنها قدرت بدهند، نه اینکه تصمیم را برایشان بگیرند.
طلاق در ممسنی صرفاً یک مسئله فردی نیست، بلکه ریشه در تغییرات ساختاری جامعه دارد. برای کاهش این روند، هم نیاز به آموزشهای عمومی در سطح مدارس و مراکز مذهبی و اجتماعی است و هم نیاز به تقویت مهارتهای حل اختلاف در سطح درونخانهای.
۷ـ پذیرش نقص،
باید یاد گرفت که عشق، پذیرشِ “نقصهای طرف مقابل” است، نه تلاش برای “اصلاح آنها”.
۸ـ همدلی» به جای «همدردی»
بسیاری از زوجین این دو را اشتباه میگیرند:
همدردی: یعنی «من برای تو متأسفم». این نوع نگاه، نوعی فاصله ایجاد میکند (من در اینجا هستم و تو در آنجا که رنج میکشی). این حالت، نوعی نگاه از بالا به پایین است.
همدلی : یعنی «من سعی میکنم دنیا را از چشم تو ببینم». در همدلی، شما وارد دنیای همسرتان میشوید. شما نمیگویید “این مسئله چقدر کوچک است”، بلکه میگویید “میفهمم چرا این مسئله برای تو اینقدر سنگین است”.
رویکرد اصلی دستگاه قضائی، گسترش فرهنگ گفتوگو، سازش و پیشگیری از بروز اختلافات است.
راجع به سایر علل طلاق مثل اعتیاد و خیانت در یادداشت بعدی صحبت خواهیم نمود./.
این نوشتار ادامه دارد…
برچسب ها :رخدادجنوب،طلاق،خانواده،دکتر محمد علمداری
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰