سخنان بغض آلود عضم مجمع تشخیص مصلحت نظام در تشییع جنازه حاج صمد شجاعیان
شهاب جعفری
صداقت، خدمت و مردمی بودن سه یادگار حاج صمد شجاعیان

شما برای بدرقه و تشیع کسی حضور پیدا کرده اید که در منش و رفتار و گفتار ثابت قدم بود. صمد سال ۹۹ همان صمد سال ۵۸ و قبل از آن . صمد دوره نمایندگی با صمد قبل و بعد از آن تغییر نکرد. به عبارت دیگر صمد بود، صمد ماند و صمد رفت.
|
علی احمدی در سخنرانی خود در مراسم تشیع جنازه حاج صمد شجاعیان گفت: امروز مردی نکونام به دل خاک سپرد شد. این غم بزرگ را به همه مردم ممسنی تسلیت و از قدر شناسی شما تشکر دارم.
شما برای بدرقه و تشیع کسی حضور پیدا کرده اید که در منش و رفتار و گفتار ثابت قدم بود. صمد سال ۹۹ همان صمد سال ۵۸ و قبل از آن . صمد دوره نمایندگی با صمد قبل و بعد از آن تغییر نکرد. به عبارت دیگر صمد بود، صمد ماند و صمد رفت.
همه شما از نبودن او غمگین هستید و برای من که بیش از سایر دوستان با او مانوس بوده ام ، این غم سنگین تر و احساس تنهایی شدید تر است.
امروز شما به تشیع و بدرقه فردی امده آید که سه بنیان انسانی یعنی صداقت، خدمت و مردمی بودن را در محیط زندگی بنیان نهاد. این بنیان ها نیاز های اصلی امروز جامعه ما است. امروز اگر آن بنا نیست و رفت اما بنیان ها باقی است. تداوم و جاودانگی صمد در نهادینه شدن و همگانی شدن این بنیان هاست.
برای تبیین مختصر از این بنیان ها در این مجال محدود از خاطرات جمعی مان از آن مرحوم استفاده کنم.
در توجه به مردم: در آشفتگی های روز ها و سالهای اول انقلاب که سلائق بر عقل و قانون غلبه داشت و حکم می راند، برخی از شما ها در استخدام ها و ورود به دانشگاه و… قربانی این سلائق و یا اغراض شخصی شدید، و بخت برخی از شما چون روی بدخواهان سیاه شد ،او در حد توان تلاش کرد تا شما را از قربانی شدن نجات دهد و سایه بدخواهان را بر بخت شما کنار بزند . چراغ این خاطره در وجود شما همواره روشن ماند و پیش پای دیگران را نیز روشن کرد و امروز برخی از شما برای گرامی داشت کنار زدن سایه سیاه بدخواهان بر بخت خود او را گرامی می دارید.
امروز نیز هستند کسانی که خون رزان را حرام و ریختن خون مردم عرض و ابروی انان را حلال می دانند. چه شود گر من و تو چند قدح باده خوریم، باده از خون رزان است نی از خون شما.
امروز نیز نیاز اساسی جامعه ما و راه برون رفت از بحران ها برگشت صادقانه به مردم است. هر کجا که مردم آمدند مشکلی نبود. سعدی می گوید: در شام مسئولی ستمگر بود و بر مردم سخت می گرفت ، ظلم می کرد. در عین حال در کوههای شام عارفی خدا دوست بود که مردم به دیدارش می رفتند ، آن مسئول نیز به دیدار او رفت اما آن عارف نسبت به او التفاتی نشان نداد. او گفت من هر چند مسئول و مقام هستم ، حداقل مثل مردم با من رفتار کن آن عارف گفت: مزن بوسه بر دست من دوست وار // برو دوست دار مرا دوست دار. خدا دوست را ور بدرند پوست // نشاید شدن دشمن دوست دوست.
صداقت : او چون صادق بود رک می گفت چه با مردم عادی چه با مسئولین حکومتی ، به یقین می توانم بگویم مشهور ترین نمایند استان فارس در بین مسئولین از حیث صداقت و رک گویی در قالب شوخی و طنز حاج صمد بود.
باهم به مجلس رفتیم .جمعی از مسئولین و نمایندگان دور هم حلقه زده بودند. یکی از مسئولین گفت آقا صمد چه خبر ، اوضاع را چه طور می بینید؟
گفت من دهاتی هستم خبر زیادی هم ندارم. کارو شغلم هم چوپانی است. ما چوپان ها برای ارزیابی افراد معیارمان این است که یک فرد را چند گوسفند می شود به او داد که به چرا ببرد و سالم بر گرداند. الان نگاه که می کنم بین مسئولین تو می توانی حدود ۳۰ الی ۴۰ گوسفند را به چرا ببری و سالم برگردانی. و الله بسیاری از مسئولین هستند که یک بز را هم سالم بر نمی گردانند.
امروز نیز نیاز جامعه ما کنار زدن سایه غلیط دروغ، دو رویی ، تملق و چاپلوسی از اخلاق و فرهنگ جامعه است. این عبارت هایی که مصالح بیندیش و نیت بپوش. از سه چیز کم بجنبان لبت از زهاب و والذهب و المذهبت، منه راز خود در میان با کسی .. سکندر که با رو میان حرب داشت… در قرن هفتم گفته شده برای زمانی که امور فردی ، تصمیم فردی و حکمرانی هم فردی بود. امروز مردم سالاری یعنی حرکت جمعی یعنی همان گونه که با خود رو راست هستی با همراهت ، با جمع با مردم هم رو راست باش. دروغ، تملق … نه تتها اخلاق را فاسد و رویه غلط فرهنگی ایجاد می کند، بلکه بن و مایه مردم سالاری و … خشک می کند.
خدمت به مردم: برخی از شما در مسیر کوپن تا دشت و امیر ایوب ، و روستاهای جلیل تا کوه زرآورد. دیدید و یا شنیدید که او در سرما و برف و یا رفتن از نوراباد تا پیر سرخ و روستا های اطراف و زیر بند ماهور با پای پیاده برای دیدن مردم روستا به روستا رفت . اینک برخی از شما ها برای قدر دانی از آن پاهای خسته و تاول زده به اینجا آمده اید.
مردم شریف دشمن زیاری دیدند و برخی نیز شنیدند وقتی گاو و خیش را کشاورز گرفت و به جای او شخم زد و در عین حال ناسزا ها ی کشاورز علیه نماینده را شنید روی ترش نکرد . وقتی در ده کشاورز متوجه شد که او خود نماینده بوده است، حاجی ضمن رو بوسی در گوش او گفت انچه امروزبین من و تو گذشت فراموش کن، اما آن فراموشی در وجود او و مردم شعله ای روشن کرد که دامنه آن شعله تا امروز پیوند دهنده جان ان ها با حاجی بوده است . برخی از شما امروز با این خاطره امده اید تا گرمای آن شعله را به خاک سردش تقدیم کنید.
امروز نیز نیاز اساسی جامعه ما بازگشت به ارزش های انسانی است، خدمت به مردم است. از بین بردن ناکارامدی ها و ریشه کن کردن فساد با پای اراده است. اصالت را در اصل و نسب و منش دیدن نه در خانه و مدرک و بالانشستن، برگشتن به این که مردم ولی نعمت اند و نه برده. سپاهی که خوش دل نباشد ز شاه/ حریم ولایت ندارد نگاه
|
|
|
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰