غم نامه ای برای روستای ده پیر.....
یدالله صادقی
شیخ صلبی همچنان متولی امامزاده است!

با طلوعِ خورشید در صبحگاه دوازدهم اسفند۱۴۰۰، به اتفاقِ سرهنگ حیاتی؛ فرمانده پرتلاش و مردمی سپاه ممسنی و جمعی از پرسنلِ ناحیه، راهی روستای ده پیر از توابع بخش مرکزی شهرستان شدیم و ضمن زیارتِ *امامزاده پیراحمد (ع)*؛ به دیدارِ مردمِ شریفِ این دیار رفتیم. *روستایی با دردهای بی شمار* که فقر و محرومیت در
با طلوعِ خورشید در صبحگاه دوازدهم اسفند۱۴۰۰، به اتفاقِ سرهنگ حیاتی؛ فرمانده پرتلاش و مردمی سپاه ممسنی و جمعی از پرسنلِ ناحیه، راهی روستای ده پیر از توابع بخش مرکزی شهرستان شدیم و ضمن زیارتِ *امامزاده پیراحمد (ع)*؛ به دیدارِ مردمِ شریفِ این دیار رفتیم. *روستایی با دردهای بی شمار* که فقر و محرومیت در آن بیداد میکند، منطقه ای که ساکنان آن از *آبِ آشامیدنی و جاده ی مناسبِ* محروم اند و مظلومیت از خانه های کاهگلی و سنگیِ ده پیر پیداست.
محرومیت *ده پیر* ، غم نامه ای است که هر بار روی سقفِ چوبیِ خانه هایِ سنگی آن تکرار می شود؛ غم نامه ای که رنجِ مادران را در زجر می بافد و کودکان، قصه های زندگی شان را با محرومیت روایت می کنند.
دقایقی از حضور ما در *روستای ده پیر* و مرقدِ مطهرِ *امامزاده پیراحمد* (ع) نگذشته بود که *مشهدی صلبناز احمدی* متولیِ این امامزاده جلیل القدر از راه رسید، پیرزنی مهربان، با گشاده رویی با عصای چوبیش نزدیک می شود، لَچَکَش را روی سرش گره زده، صورت چین خورده اش را، لَچَک پنهان کرده، به سختی راه می رود، حرف هایش به کهنسالیِ دست هایش آمیخته است؛ دست هایی که تَرَکِ دیرینه دارد… بی ریا؛ مهربان و مهمان نواز است.
پیرزنِ متولیِ بارگاهِ مطهرِ امامزاده پیراحمد (ع)، با صدایِ مهربانش می گوید: بالغِ بر ۵۰ سال است، به اتفاق همسرم، *شیخ فرهاد احمدی* ،خادمِ امامزاده پیراحمد (ع) هستیم، سالهاست که از ساعت ۷ صبح، درهای امامزاده را باز میکنم و ساعت ۷ شب قفل به در میزنم و راهی خانه میشوم. تمامِ وقتمِ وقفِ امامزاده است. در این دنیا چیزی ندارم، فقط افتخارم، خدمت به زائرینِ شریفِ امامزاده پیراحمد (ع) است.
*او جملات را آرام و شمرده ادا میکند و میگوید* : اینجا احترام به اهلبیت(ع) در پوست و گوشت اهالی است. بیش از ۵۰ سال است که خادم امامزاده هستیم. یعنی نیم قرن هر صبح درهای این مکان مقدس را گشوده و به زائران این بارگاه مقدس خدمت میکنیم.
به ایشان گفتم، *این همه سال خسته نشدهاید؟*
لبخند که میزند جوابم را میگیرم؛ میگوید: « ۵۰سال که چیزی نیست. پدر و مادرم همه عمرشان خادمی اهلبیت(ع) عصمت و طهارت بود. پدر و مادرم سالها خدمتگزار زائرین اهل بیت در این مکان مقدس بودند. پدرم مرحوم *شیخ بَلیتی احمدی* و مادرم *مرحوم مشهدی کَنیز احمدی* متولیان قبلی امامزاده، همواره با عشق به امامزاده میرفتند و برکتِ زندگیمان از خادمی این امامزاده جلیل القدر بود. عشق به اهلبیت(ع) ارثیه گرانقدری است که از اجدادمان به ما رسیده است”.
این مادرِ متولی امامزاده که به *شیخ صَلبی* معروف است، در ادامه میگوید: بیش از *۵۰ سال* خادمیِ اهلبیت(ع) نه برای اسم و رسم، بلکه انجامِ وظیفه ای خانوادگی و برای چیدنِ خشتهایِ خانهی آخرتمان است…
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰