کد خبر : 289
تاریخ انتشار : یکشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۹ - ۲:۲۳
-

سیدمهدی حسینی

روزهای پردرد و رنج

روزهای پردرد و رنج

  نامه ای به کرونا در روزهای آخر دنیا سلام کرونا: ?نمی خواهم حالت را بپرسم چون می دانم این روزها یکه تاز میدان شده ای و می زنی و می بندی و مبتلا می کنی و هیچ قدرت زمینی را در ممسنی بزرگ جلو دارت نیست. ?انگار همین دیروز بود که تو به این

 

نامه ای به کرونا در روزهای آخر دنیا
سلام کرونا:
?نمی خواهم حالت را بپرسم چون می دانم این روزها یکه تاز میدان شده ای و می زنی و می بندی و مبتلا می کنی و هیچ قدرت زمینی را در ممسنی بزرگ جلو دارت نیست.
?انگار همین دیروز بود که تو به این شهر آمدی، خوب یادم هست اسفندماه روز انتخابات بود و سر ظهر بچه ها عکسی از فضای خالی بخش اتفاقات بیمارستان ولیعصر ممسنی نشان دادند که نوشته بود با آمدن یک بیمار کرونایی همه از آنجا فرار کرده اند.
?راستش را بخواهی آنقدر این خبر وحشتناک بود که انگار داعش تازه به موصل عراق حمله کرده و همه دارند از آن شهر فرار می کنند.
♦️هرچند خبر آنروز بعدن تکذیب شد ولی ترس از تو و آمدنت تا روزی که واقعا آمدی لحظه ای رهایمان نکرد.
?عالیجناب کرونا:
 درنتیجه ی کوتاه فکری این مردم شانس بزرگی پیدا کرده ای که اسبت را بتازانی چون هرچه گفته ایم و می گوییم که ماسک بزنند و پروتکل های بهداشتی را در ممسنی و رستم که آقای دکترانصاری آن را ممسنی بزرگ خوانده است رعایت کنند بازهم عده ای گوششان بدهکار نیست و فکر می کنند صف انتخابات است که اگر آن را رعایت نکنند کسی کاری به کارشان ندارد.
?امروز  با دکتر مسعود امیریان رئیس بخش عفونی بیمارستان نورآباد تماس تلفنی داشتم و صحبتهایم حول محور تو بود.
دکتر از روزهای پردرد و رنج بیمارانی گفت که در این بیمارستان به امید شفا زیر دستگاه اکسیژن قرار دارند و حاضرند همه چیزشان را بدهند تا برای یک لحظه بتوانند نفس بکشند ولی افسوس که این آرزو را به آن دنیا می برند البته با یک قبر دو نیم متری، آن هم زیر خروارها خاک.
♦️دکتر امیریان را که می شناسی؟ او کسی ست که ۹ماه است خواب و خوراک از خودش گرفته و با تیم پرستاری و خدماتی اش در بخش کرونا هر روز خطر مرگ را به جان می خرند تا از این مردم در مقابل حمله تو دفاع کنند.
?آقای دکتر حین صحبت درباره تو و بیمارانی که آنان را مبتلا ساخته ای بود که به ناگاه پزشک اتفاقات بیمارستان زنگ زد و گفت: خودت را برسان که یک تازه داماد کرونا گرفته دارد نفسهای آخر را می کشد و بیچاره دکترامیریان هم مجبور شد تماس را قطع کند و خود را به بیمارستان برساند.
?آقای کرونا: احتمالا خانم انصاری مسئول روابط عمومی شبکه بهداشت ممسنی را می شناسی، چون بعد از دکتر چوبینه فداکار ایشان را هم مبتلا ساخته ای.
♦️امروز با او تماس داشتم.اگر چه خودش هنوز بدحال بود اما قطرات اشکهای چشمش بخاطر برخی از این مردم بود که هنوز خطر تو را درک نکرده اند و با تجمعات بی مورد و‌ماسک نزدن ها دارند دسته جمعی خود کشی می کنند.
?خلاصه حرفها برای گفتن زیاد است و حیف که در این نوشتار نمی گنجد اما بدان هرچند تاکنون ده ها نفر از خوبان ما را در ممسنی بزرگ کشته ای اما اگر این ده درصد باقیمانده از مردمی که رعایت نمی کنند به خود بیایند و مسایل بهداشت فردی و جمعی  را رعایت کنند به یاری خدای بزرگی که به آن اعتقاد داریم و همه هستی خود را از او می دانیم به زودی تو را شکست داده و به روزهای شیرین گذشته باز می گردیم.
?راستی یادم رفت بگویم ایوبی فرماندار هم پیام داده که به تو بگویم او همه ابزارها را به کار می بندد  تا تو را به خاک بیندازد و در این راه از پای نخواهد نشست./.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.